من و من!

+بهترین روزای عمرم دارن میگذرن!
-پس چی؟میخواستی نگذرن!!؟
+حرفم چیز دیگه ایه
-خوب میدونم حرفت چیه! دیگه به من نگو که...
+بنظرت میشه آینده همونی باشه که میخوام؟
+بنظرت میشه به چیزایی که دلم میخواد برسم؟
-مثله اون ماشینی که عکسش رو صفحه دسکتاپه؟ یا همون خونه که مشخصاتشو به توصیه ی یه نفر نوشتی تو دفترت؟
+اره مثله اونا، مثله خیلی چیزای دیگه
-میدونم منظورت چیه!!
+خب راجبش چه حرفی داری؟؟؟!
-خودت نمیدونی؟؟اصلا حالت خوبه؟ زده به سرت؟؟؟؟
+نه، خیلیم روبه راهم
-اره از حرفات مشخصه!
+اَه،بس کن ، چرا طفره میری؟ صاف و پوس کنده جوابمو بده.
-.......
+چیشد؟ ساکت شدی!
-.......
+باتو بودما!
-.......
+الهی بمیری من از دستت راحت بشم
.
.
.
.
نمیدونستم که دارم به خودم مرگ میفرستم
جریان تلخ من با تصویرم درون ایینه
کی فکرشو میکرد؟ درونم با وجودم بجنگد و مرگ برایش بخواهد


-چراغ رو خاموش کن! بزار تخت بخوابم!!!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
گاهي من:)
Enter تقدیم میکند:)))
+06:06
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان